تبليغاتX
الفبا --رادیو معلم -

الفبا --رادیو معلم

اینها مطالب رادیو معلم است

يكي از ضرب‌المثل‌هاي شيرين فارسي همين ” رفتيم ثواب كنيم كباب شد“ است . طبق اين مثل ، فردي در نظر دارد كاري انجام دهد كه بازده مثبتي داشته باشد اما به دليل محاسبه نكردن همه‌ي جوانب امر ، كار به گونه‌اي رقم مي‌خورد كه اين ضرب‌المثل به ذهن مي‌رسد .بسياري از تصميمات آموزش وپرورش مصداق همين ضرب المثل است يكي دو نمونه عرض مي‌شود اگر همكاران نمونه‌هاي ديگري را سراغ داشته باشند در بخش نظرها اضافه كنند .

1)        طرح ارتقاي شغلي : يكي از اصول مديريتي بهبود مداوم عملكردهاست . مثلاً ايران 40 سال پيش ،  كارخانه ي پيكان را احداث كرد . و در 40 سال فعاليت خود اتومبيلهايي يكسان توليد كرد درست است كه پيكان در سال 1340 اتومبيلي پيشرفته بود اما در سال 1384 بايد خط توليد آن برچيده مي‌شد اما همان سالها كشورهايي در جنوب شرقي آسيا اتومبيل‌هايي مانند پيكان وارد بازار كردند با اين تفاوت كه هر سال بر كيفيت آن افزودند .در نظام آموزش وپرورش نيز همين سخن مصداق دارد با اين تفاوت كه پيكان امروز و40 سال قبل را مي توان ديد و با هم مقايسه كرد اما ديدن و مقايسه ي آموزش وپرورش امروز و 40 سال قبل  چندان آسان نيست . نمي‌دانم كدام شير پاك خورده‌اي تصميم گرفت اين ارتقا بخشي را وارد آموزش وپرورش كند . با نظام ارتقا ،  افرادي كه در امر آموزشند و داراي امتيازاتي مانند مدرك تحصيلي ، تاليف هستند ماهيانه پولي در حدود 50 هزار تومان دريافت مي كنند كه به آن ارتقا مي‌گويند . تا چند سال پيش كه اين طرح اجرا نمي‌شد برخي از معلمين بنا به دلايلي مانند بيماري ، بي‌علاقگي به تدريس در جاهايي مانند شركت تعاوني ، بهداشت مدارس و يا سمعي بصري مشغول كار بودند .اما با مطرح شدن طرح ارتقا شغلي اين عزيزان فقط به خاطر برخورداري از ارتقا وارد كلاس شدند . تصور كنيد فردي كه 20 سال است تدريس نكرده و در شركت تعاوني آموزش وپرورش ، تخم‌مرغ ،سانديس ، زرچوبه ، وپنكه مي فروخته و از 20 سال قبل كه ديپلم خود را گرفته از مطالعه هم دريغ كرده است وارد كلاس مي‌شود در حالي كه كتاب و روش تدريس عوض شده و او البته كلاس را اداره مي‌كند و آب هم از آب تكان نمي خورد . گاه به دليل بيماري توانايي نشستن را هم ندارد اما مخارج سنگين زندگي او را مجبور مي‌كند در برابر اين شرايط مقاومت كند حالا نتيجه ي ارتقا چه مي‌شود دولت محترم در نظر داشته با ارتقا شغلي ، كيفيت آموزشي را افزايش دهد اما با هزينه كردن ميلياردها تومان به آموزش وپرورش آسيب رسانده است

.2) يكي ديگر از جاهايي كه  آموزش و پرورش خواسته ثواب كند كباب كرده در هنگام محاسبه ي ضريب حقوقي بازنشستگان است طبق دستورالعمل‌ها ، حقوق بازنشستگي ، طبق دريافتي 2 سال آخر خدمت محاسبه مي گردد. يعني اگر يك فرهنگي در دو سال آخر خدمتش از مزاياي حقوقي مانند تدريس در روستا بهرمند شود در طول بازنشستگي نيز اين مزايا را دريافت خواهد كرد .ظاهراً طرح خوبي است اما بسياري از معلمان ، با 28 سال سابقه به روستا مي روند تا در آنجا تدريس كنند . البته در بين اين افراد معلمان توانايي هم يافت مي‌شود اما گاه فردي كه 30 سال پيش ديپلم گرفته و28 سال در كاري غير تدريس بوده راهي روستا مي‌شود تا تدريس كند ويا مدير مدرسه باشد البته هدف هرگز خدمت به آن روستايي محروم نيست بلكه هدف فقط پول است ونتيجه ي اين كار نيز مشخص است .

  اي كاش داستان ثواب وكباب در قوانين آموزش وپرورش مواردي معدود بود اما متاسفانه قاعده ي اصلي براي قانون‌گذاري در آموزش وپرورش تبعيت كردن از اصل ثواب وكباب است . مثلاً وقتي مي‌گويند مقال‌نويسي امتياز دارد هر فردي به سراغ يافتن مطلبي از جايي وارائه‌ي آن به عنوان مقاله است .ويا هنگامي كه مي‌گويند 4 سال حضور در بسيج يك گروه دارد بسياري كه اعتقاد چنداني به بسيج ندارند به هواي گرفتن گروه در زير اين درخت طيبه گرد مي‌آيند .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 23:35  توسط علیرضا  |