كانونهاي فرهنگي مكاني مناسب براي پرورش استعدادهاي دانشآموزان است . اما اين كانونها با مشكلاتي مانند نداشتن بودجه ونيرو مواجه هستند .در سالهاي 81 و82 به عنوان مربي ومعاون كانون شهيد بنيطبا مشغول فعاليت بودم. وبا مشكلات كانونها از نزديك آشنا شدم واين طنز را نوشتم .
اولين روز مهر بود همه در جايي جمع شده بودند . او گفت مي خواهم سختترين شرايط را براي كانونها فراهم آورم .هر كس نظري دارد بياننمايد .پترس كه دستهايش سرد وكرخت شده بود گفت : به نظر من كانون بايد صبح وعصر، زمستان وتابستان باز باشد .كوكب خانم كه زن پاكيزه وباسليقهاي بودگفت : كانونها بايد پاك وتميز باشد امانبايد خدمتگزار داشته باشد. ابوعليسينا كه هزار سال پيش از اصفهان عبور كرده بود گفت : با توجه به ابعاد روح آدمي وهمچنين پديدهي فرار مغزها ، بهتر است كانونا در زمينهي پرورش استعداد دانش آموزان در زمينههاي فرهنگي ، ورزشي وهنري فعال باشند بي آنكه حتي يك دينار اعتبار داشته باشند .يگ لاكپشت كه به همراه دو مرغابي از آسمان ميگذشت دهان خود را گشود وبه ميان جلسه افتاد وگفت : بهتر است ازبالا به اين مسالا نگاه كنيم وبه نظر مربيان ومدير كانونها هيچ توجهي نكنيم . هما كه دختر خنده رويي بود و دندانهاي سفيد ومرتبي داشت گفت : نبود متولي وبرنامهي مشخص ، مهمترين مشكل است براي دريافت امكانات بايد به كجا مراجعه كنم .
شتر اندكي گردن خود را بالا گرفت وگفت : شايد قدرت تحمل بعضيها كم باشد اما هر فرد بايد مدتها در كانون زندگي كند بيآنكه آبي بياشامد يا غذايي بخورد . روباه كه خروسي در دهان داشت در گوشهاي نشسته بود وبا دقت به حرفهاي آنها گوش مي داد يگي از افراد به خروس گفت : با توجه به سابقهي هنري پدرت در امور هنري ، آيا جنابعالي با فعاليت گروههاي سرود هماه با موسيقي موافق هستي ؟ خروس گفت : تانظر روباه چه باشد ؟ روباه دهان خود را گشود و گفت : هنر فايدهي بسيار دارد و كانونها بايد اسعدادهاي ناب دانشآموزي را شكار كند . حالا ديگر خورشيد به نوك كوههاي مغرب نزديك ميشد و همه بايد به دنبال كار و زندگي حود ميرفتند .