آمورتربیتی
احیا میشود اين تيتر خبري است كه در تابستان 85 به گوش رسيد . با
شنيدن اين خبر بايد خوشحال شد يا ناراحت . آيا اين يك خبر حزبي است . مثلاً اگر ما
اصولگرا هستيم بايد خوشحـال شويم و اگر اصلاحطـلب ناراحت . اگــر يك مربي يا معلم
يا ولي دانش آموز حزبي نيانديشد بايد با شنيدن اين خبر چه احساسي داشته باشد ؟ ايا
اين تصميم ، به نفع تعليم و تربيت
است ؟
1) روز 18 اسفند سال 57 يعني 26 روز پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران ، نهاد امور تربيتي شكل گرفت . مهمترين اهداف تشكيل اين نهاد ، مبارزه با عناصر سلطنتطلب ، مجاهدين خلق و كمونيست ها و جايگزيني انديشههاي اسلامي و انقلابي در ذهن دانشآموزان بود . آيا اكنون بعد از 28 سال بار ديگر منافقين و يا كمونيست ها و عناصر سلطنت طلب به آموزش وپرورش هجوم آوردهاند كه طرح احيا امورتربيتي به ذهن ها خطور كرده است ؟
2) تاسيس هر نهاد و سازمان با اهدافي صورت ميگيرد . و بايد امكان
رشد و بالندگي مستمر در آن نهاد فرار داده شده باشد . آيا نهاد امورتربيتي در اين
28 سال فعاليت خود ، همگام با تغييرات و پيشرفتهاي زمانه ، تكامل يافته است و يا ما اكنون بايد
افتخار نماييم آنچه شهيدان رجايي و باهنر در 28 سال قبل بنيان نهاده اند غبارگيري و
به نام احيا امورتربيتي ارائه نماييم ؟
3)
متاسفانه در آموزش و پرورش هر فردي مشكلي در تربيت يافته نهادي بنيان نهاده است
. اما اين نهاد جديد نيز ، بعد از
يكي دو سال فعاليت با نشاط , دچار خمودگي و روزمرگي شده است . در حال حاضر در مدارس
« انجمن اسلامي » , « بسيج مدارس
» « شوراي دانشآموزي » فعال است .
در حالي كه اين تشكيلات ها , برنامه
و بودجه ي كافي ندارند . حداقل بايد سپاس گفت كه سازمان و نهادي جديد تاسيس نشده
بلكه از انبار نهادها ، بهينه سازي
يكي » مورد توجه واقع شده است .
4 ) مدارس ايران محل
تربيت نيست . ـ بلكه محل تعليم است .
ـ و تقريباً بودجه و امكاناتي براي
اين بخش در نظر نگرفته شده است . مثلا يك دانشآموز راهنمايي 90 دقيقه در كلاس است
و 15 دقيقه وقت استراحت دارد . و همه انتظار دارند در اين وقت تفريح ، مسائل اخلاقي
و اجتماعي را فرا بگيرد . آموزش وپرورش براي آموزش دانش آموزان 24 ساعت برنامهي
مصوب و كتاب درسي دارد . اما در بخش تربيت نه كتابي وجود دارد نه فرصتي و نه
امكاناتي . ما انتظار داريم , دانشآموز خواب آلود , در صبحگاه به سخنان ارزشمند مربي گوش
بسپارد و ناگهان تحولي در روح و روان او پديد آيد و فرياد بزند : خداوندگارا من به فطرت پاك خويش باز گشتم
و همواره در مسير راست قدم خواهم زد .
5 ) گاه شنيده ميشود كه همهي معـلمان وظـيفه ي تربيت را به عهده
دارند . شايـسته ترين معلمان در اين بخش معلمان ديني هستند . اما ايا براي تربيت
برنامهاي وجود دارد ؟ معلم ديني تدريس ميكند ودانشآموز مطالب كتاب را حفظ مي كند
تا نمرهاش بالاتر باشد . در دوره ي متوسطه دانش آموز مطالب را به صورت تستي ياد
ميگيرد تا در كنكور رتبهي بالاتري كسب كند . معلم هم در اين انديشه است كه در وقت
مقرر كتاب را تمام كند .
6 ) تربيت و امور تربيتي چيست ؟ ايا ميشود با يك بخش نامهي يكي دو
صفحهاي , تربيت را احيا كرد ؟ آيا
دانش آموزان تهران و كردستان و سيستان و بلوچستان نيازهاي يكساني دارند ؟ آيا در
اين طرح به مسائل دختران و پسران ابتدايي و راهنمايي و متوسطه در شهر و روستا توجه
شده است . آيا مسئولين آموزش و پرورش كه در دو سه دههي اخير ثابت بودهاند
دغدغههاي نيروهاي اصولگرا را شنيدهاند و شعاري باب طبع آنها مطرح كردهاند
؟
7 ) امورتربيتي بخشي از آموزش و پرورش است و نميتوان به صورت
جزيرهاي بخشي از اين وزارت را تغيير داد واز ديگر بخشها خواست در اين حوزه تاثير
گذار نباشند . ايا معلمان دغدغهي مالي ندارند و عدالت در قالب « هماهنگ سازي پرداختها » اجرا
ميشود ؟ ايا استعداهاي ورزشي , هنري
و علمي دانشآموزان در مدارس شكوفا ميشود و يا دانشآموزان به حفظ مطالب
ميپردازند ؟ آيا باورهاي ديني و رفتارهاي اجتماعي در كودكان و نوجوانان نهادينه
ميشود ؟ آيا راهي براي بهرهبردن از انديشه , دانش و تجربهي يك مليون فرهنگي در
آموزش وپرورش وجود دارد ؟ آيا مدرسه و معلم به اندازهي كافي وجود دارد ويا بخشي از
ايندهسازان ايران در كپرها و توسط سربازان وظيفه آموزش ميبينند ؟ و اما و اگرهاي ديگر .
8 ) اجراي مراسم صبحگاه , نمازجماعت , برگزاري مسابقههاي قرآن ,
نهجالبلاغه , تحقيق و پژوهش , شعر وداستان ، نقاشي و خوشنويسي , اجراي برنامههاي
مناسبتي ، تزيين مدرسه در مناسبتهاي ديني و ملي ، كشف و پرورش استعدادهاي هنري و
ادبي دانش آموزان , ادارهي كتابخانه , رسيدگي به مشكلات رفتاري دانشآموزان , توجه
به فعاليتهاي بسيج دانش آموزي , انجمن اسلامي و شوراي دانشآموزي , تدريس قرآن و پرورشي , بخشي از فعاليتهاي يك مربي است . در كنار
اين همه او بايد به انبوه بخشنامهها پاسخ دهد و فرمها ودفاتر بسياري را تكميل كند
. اگر مربي را به عنوان كارشناس امور تربيتي قبول داريم بايد از برنامهريزي فشرده
براي او خودداري كنيم . امكانات و بودجهي مناسب در اختيار او بگذاريم واز او
بخواهيم با توجه به موقعيت مكاني و سن و جنس مخاطب خود هدفهايي را انتخاب و
برنامهها را اجرا كند .
9 ) امورتربيتي در سطح وزارت در معاونتي به نام « معاونت تربيت بدني
و امور تربيتي » اداره مي شود . هر چه فكر مي كنم بين اين دو بخش چه ارتباطي وجود
دارد پاسخي نمي يابم . اگربگوييم بين اين دو واژه هم آوايي وجود دارد بيراهه
نرفتهايم . اما اگر بگوييم با تربيت بدني ميتوان به پرورش روح وروان پرداخت معاونتي به نام تربيت بدني و هنر يا حرفه
و فن نيز به ذهن خطور ميكند .
10 ) درخت پربار
امورتربيتي ك 28 سال پيش توسط شهيدان رجايي وباهنر غرس شد نياز به احيا ندارد .
بلكه محتاج رسيدگي و رشد مستمر است . آيا مربيان كه صاحبان اصلي امر تربيت در مدارس
هستند از آموزش كافي برخوردارند آيا براي تحصيل بخشي از آنها در مقاطع كارشناسي ارشد و دكترا در رشتههاي
روانشناسي و تعليم و تربيت و بازگشت آنها به عرصهي تعليم وتربيت فكري شده است ؟
چرا ما براي تربيت پزشك كودكان سرمايه گذاري مي كنيم اما براي تربيت مربياني كه هر
روز با فرزندان اين آب وخاك در ارتباطند به كمترينها قانعيم ؟ آيا هنگام تدوين طرح
احيا امور تربيتي به نظرات مربيان توجه شدهاست . و چه فكري شده است تا چند سال
ديگر طرح« احياي مجدد امور تربيتي » ارائه نشود
